جاویدنام محمدرضا نورمحمدی کرج

جاویدنام محمدرضا نورمحمدی #کرج

پسر یک پاکبان ساده، پیک موتوری فست‌فود برنان در کلاک.
با سال‌ها تلاش سخت، فقط یک ماه قبل از شهادتش توانست یک ۲۰۶ دست‌دوم بخرد.
شب ۱۸ دی، وقتی پدرش در کرج شیفت بود، با گریه به او زنگ زد:
«بابا کرج نیا… همه رو دارن می‌کشن… ما رو مجبور کردن خون‌ها رو بشوریم…»
محمدرضا نگران پدرش شد، خودش رفت کرج تا او را پیدا کند.
اما در میدان کرج، تیری مستقیم به قلبش خورد و همان‌جا تمام کرد.
پیکرش تا ۲۹ دی در دست مأموران بود. خانواده برای تحویل جنازه، ۲ میلیارد تومان پرداخت کردند.
مراسم تشییع و خاکسپاری‌اش تا ۲ بهمن طول کشید… و این جوان مظلوم، آرام به دل خاک رفت.
ما فقط نام این دو شهید را توانستیم ثبت کنیم.
اما در گلزار شهدای کلاک بالا، فقط در روزهای ۲۰ و ۲۱ دی، بیش از ۲۰ جوان را به خاک سپردند.
در هر گوشه قبرستان مادری ناله می‌زد.
مأموران در ورودی، پلیس‌های شخصی و بسیجی‌ها در میان مردم بودند؛ هرکس را تنها می‌دیدند، بازداشت و کتک می‌زدند.
بعد از خاکسپاری، مردم فریاد زدند:
«مرگ بر خامنه‌ای»
«امسال سال خونه سیدعلی، سرنگون!»
به خاطر جو شدید امنیتی، کسی جرأت فیلم و عکس گرفتن نداشت.
زنی که داشت فیلم می‌گرفت، با مشت و لگد زدند، گوشی‌اش را شکستند.
او زنی مجرد بود که خودش کار می‌کرد، نان‌آور خانواده‌اش شده بود… و حالا پدرش را هم از دست داده بود.
این‌ها فقط گوشه‌ای از جنایت است.
نامشان جاودانه باد.
راهشان ادامه دارد.

#جاویدنام #محمدرضا_نورمحمدی #کلاک #کرج #اعتراضات۱۴۰۴ #شهید_مظلوم #مرگ_بر_خامنه_ای